هزاره دانش
 

عمل گرایی وآموزش وپرورش


ž     عمل گرایی در امریکای قرن بیستم پدید امد.عمل گراها ادعا داشتند که حقیقت حکمی موقتی است که از تجربه اخذ میشود.

ž     عمل گرایان معتقدند فلسفه را باید برای حل مسائل انسانی بکار گرفت.حقیقت حکم موجهی است(گزاره ای است که بر اساس اعمال فرضیه برای گشودن مسائل موقتا پذیرفته میشود)

ž     موضع عمل گرایی مبنی بر اینکه اگر مسائل قابل تعریف باشند قابل حل هم هستند که با نگرش اصلاح طلبانه امریکاییان پیشرفت گرا همخوانی داشت.



ž     جان دیوئی: بنیانگذار عمل گرایی

ž     در حالی که پرس.جیمز.مید و دیگران در صورت بندی عمل گرایی سهیم بودند.دیوئی بصورت حامی بزرگ عمل گرایی در اموزش و پرورش درامد.افکار دیوئی در خلال قرن بیستم فلسفه ی اموزش و پرورش را شکل بخشیده است.

ž    

دیوئی در تاریخچه ی اراء تربیتی:

ž     فلسفه ی اجتماعی دیوئی بر اهمییت جامعه ی رودر رو که در ان مردم در مسائل و علایق مشترکی سهیم اند تاکید میکرد.هنگامی که دیوئی به تدوین فلسفه ی اجتماعی و تربیتی خویش پرداخت نظریه ی هوش اجتماعی او مفاهیم جامعه در صحنه و کاربرد روش علمی را در بر داشت.

ž     بینش اجتماعی و اخلاقی جان دیوئی را تربیت مذهبی وی بعنوان عضو فرقه ی پروتستان مجمع گرا تعین بخشید.وی اگر چه بعدها از پیروی مذهب دست کشید ولی یک مصلحی اجتماعی بشمار می امد که معتقد بود مردم این رسالت را برعهده دارند که از طریق وضع قانون و اموزش و پرورش کره ی زمین را به محلی برای زندگی بهتر تبدیل کنند.

 

ž     مصاحبت دیوئی با جورج هربرت مید او را در شکل بخشی عمل گرایی نوظهورش یاری داد.

ž     مید بعنوان مبتکرترین فیلسوف پیشرفت گرا عقیده داشت اندیشه ها و

ž     اعمال را باید در هم امیخت و در جهت اصلاح اجتماعی هدایت کرد.

ž     دیوئی در دوره ی تحصیلاتش ایدئالیسم هگلی استاد خویش را پذیرفت ولی بعدا با اتخاذ عمل گرایی انرا رها ساخت  و کشش او بسوی مضمون هگلی ”جامعه ی بزرگ“یکپارچه ادامه یافت .در نزد او اخلاق ایدئالیستی که بر خودشکوفایی انسان تاکید می نهاد دیگر باور نداشت بتوان انرا در قلمروی معنوی محقق ساخت بلکه اعتقاد داشت این امر در متن تجارب انسانی امکان پذیر است.

ž     برخی از ایده های مید که دیوئی نیز در انها سهیم بود عبارتند از:1-دموکراسی بعنوان یک ارمان مستلزم جامعه ای تربیت یافته است تا وظایف ومسئولیت های سیاسی را دریابند2-اخلاق را باید در رابطه با زندگی روزمره اعمال کرد

 

ž     اندیشه های مید موافق با افکار دیوئی بود و محرک دیوئی در فعالیت های فلسفی و پرورشی وی در دانشگاه شیکاگو شد.

ž     دیوئی مدرسه ی ازمایشگاه را تاسیس کرد که کودکان 4تا14ساله را میپذیرفت می کوشید با استفاده از روش فعالیت تجاربی را برای زندگانی توام با همکاری وسودمندی متقابل برای بچه ها فراهم کند.

ž     برمبنای چنین فعالیت هایی مدرسه بصورت اجتماعی خرد و جامعه ای در حال تکوین انجام وظیفه مینمود.

ž     مدرسه ازمایشگاهی دیوئی که مصداقی از فلسفه ی ازمایش گرانه ی وی بود مدرسه ای تجربی بود که در ان نظریه های تربیتی محک زده میشدند.

ž     آثار برجسته فلسفی و تربیتی دیوئی

ž     1-کتاب مدرسه و اجتماع: تاثیر صنعتی شدن را بر مدرسه مورد بحث قرار میدهد

ž     2-کودک و برنامه درسی:بررسی نقش معلم در ارتباط دادن برنامه درسی به علاقه.میزان امادگی ومرحله رشد کودک(روش تدریسی را توصیه میکند که کاربرد شخصی و مستقیم دانش را برای کودک اسان کند)

ž     3-چگونه می اندیشیم:تفکر جنبه ی ازمایشی دارد.تفکر هنگامی تحقق می پذیرد که ما با استفاده از روش علمی برای تعین بخشیدن به یک موقعیت نامتعین فرضیه هایی را حدس میزنیم

ž     4-دموکراسی و اموزش وپرورش:کاملترین اثر دیوئی در اموزش وپرورش

 

 

ž     5-فردگرایی:قدیم وجدیدفردگرایی سرسختانه را بعنوان پس مانده تاریخی منسوخ طرد میکند

ž     6-هنر به مثابه تجربه:هنر را بعنوان وسیله ای برای بیان مشترک و ارتباط بین هنرمند و مدرک اثر هنری معرفی میکند

ž     7-رغبت و تلاش در اموزش وپرورش

ž     8-طبیعت و سلوک انسان

ž     9-ازادی وفرهنگ

ž     اثار دیوئی موجب پیدایش فلسفه ی ازمایش گرایانه ای شدکه اموزش وپرورش امریکا را در نظریه و عمل عمیقا متاثر ساخت.

ž     مبانی فلسفی ازمایش گرایی

ž     آزمایش گرایی دیوئی تناسب ویژه ای با اموزش وپرورش داشت.

ž     مبناهای فلسفی دیوئی:

ž     الف)رد مطلقهای متافیزیکی

ž     ب)ارگانیسم ومحیط زیست

ž     ج)معرفت شناسی ازمایش گرایانه دیوئی

ž     د)هنرکامل تفکر

ž     ه)ارزش شناسی بعنوان ارزش گذاری ازمایشی

ž     رد مطلقهای فلسفی از سوی دیوئی

دیوئی از نظام های فلسفی ای که بر مواضع متافیزیکی مطلق .دوگرایی و جستجو برای یقین مبتنی هستند انتقاد میکند.

دیوئی در خلال اثار فلسفی و تربیتی خویش علیه تصور دوگرایانه از واقعیت سخن گفته است.به ادعای او این تصور.صرفا تمهیدی انسانی برای مسلم فرض کردن قلمروی از یقین تام.کامل و لا یتغیر است.

فلسفه های سنتی تر ایدئالیستی.رئالیستی وتومیستی بر اساس گزاره های متافیزیکی.اساس واقعیت را در مورد ایدئالیسم دنیای ایده های ثابت و در خصوص رئالیسم.ساختارها(قانون مندیها) در نظر میگرفتند.

بر پایه ی این تصورات متفکران غربی دیدگاهی دو قطبی درباره ی واقعیت ابداع کرده بودند که بر اساس ان واقعیت به دو بعد تمثلی یا تصوری و مادی تقسیم میشد.

 

ž     در حالی که  ایده ها.روح وفکر در حلقه های بالاتر زنجیره ی هستی قرار میگرفتند.کار و عمل در قسمت پایین این سلسله مراتب واقع میشد.اولویت به نظام غیر مادی لایتغیر تعلق میگرفت و دوگانگیهای کلاسیکی همچون روح-ماده.ذهن-جسم.نفس-بدندر اندیشه انسان غربی رسوخ یافت.این دوگراییهای متافیزیکی بر زندگی و اموزش وپرورش اثر گذاشت و بین نظریه و عمل.بین اموزش وپرورش لیبرالیستی وحرفه ای.بین هنرهای زیبا و کاربردی وبین فکر وعمل تمایز پدید امد.

 

ž     تصور اجتماعی دیوئی از اموزش وپرورش اساس ازمایش گرایی وی را تشکیل میدهدکه در ان اندیشه و عمل جریان یگانه تجربه پویا را میسازند.اندیشه و عمل از یکدیگر جدایی ناپذیرند.

ž     برمبنای نظر دیوئی انسانها در جهان نامطمئنی زندگی میکنندکه ادامه حیات در ان با تهدید روبروست.

ž     انسانها در جهان ذهن خود مفهومی از یقین ابداع کردند تا به ان احساسی از جاودانگی و اطمینان بدهد.

 

ž     فلسفه های سنتی برگرفته از اراء افلاطون و ارسطو توجه خود را به نظریه پردازی درباره ی وجودی جاودانه.سرمدی.ابدی و قائم به ذات معطوف داشتند.

ž     فلاسفه تعقلی بر مبنای اموزه های نظام احسن ولایتغیر هستی به توصیف نظام هایی از حقایق و اصول مابعدالطبیعی ثابت وضرو.ری پرداختندکه فراسوی تجربه انسانی بود.

ž     بر پایه ی دوگرایی فلسفی.قلمروی برتری از واقعیت ثابت وجود دارد که در ان حقیقت مطلق است و جهان پست تری متشکل از اشیا و اشخاص متحول که قلمروی تجربه و عمل را تشکیل میدهند.

 

ž     در تقابل تصور دوگرایانه ی واقعیت.دیوئی بر جهان متحول ومتکامل تکیه میکندکه در ان مشکل در فراتر رفتن از تجربه نیست بلکه در بهره گیری از ان برای حل مسائل انسانی است.وبجای جدا کردن اندیشه وعمل.واقعیت و ارزش.عقل وعاطفه انها را بهم مربوط میسازد.فلسفه باید تجربه را بشناسد بازسازی کند وبرای بهبود شرایط زندگانی بکار گیرد

ž     ارگانیسم ومحیط

طبق نظریه ی داروین اعضای گونه های موجودات برای ادامه ی حیات که پیوسته چالش انگیز است رقابت میکنند.

بنظر دیوئی ارگانیسم انسانی موجودی زنده و طبیعی است که از نظر فیزیولوژیک از بافتهای زنده تشکیل میشود ودارای انگیزه ها و کنش های مقوم حیات است.تداوم زندگی انسان مستلزم تعامل وی با محیط طبیعی است وبر ان است که انسان ها باید از طبیعت بعنوان وسیله برای تغییر شکل بخشهایی از محیط استفاده کنند تا امکانات تداوم حیات را افزایش بخشند.

ž     برخی از اجزاء متشکله فلسفه اموزش وپرورش دیوئی در این مقطع:

ž     1-یادگیرنده ارگانیسم زنده وپدیده ای زیستی اجتماعی است وانگیزه های لازم برای ادامه حیات داراست

ž     2-یادگیرنده در محیطی زندگی میکندکه هم طبیعی هم اجتماعی است

ž     3-یادگیرنده به سائق کششهای درونی خویش .فرد فعالی است که با محیط خویش پیوسته تعامل دارد

ž     4-در ضمن تعاملاتی که فرد برای ارضای امیال خود با محیط معمول میدارد.مسائلی بروز میکنند

ž     5-یادگیری فرایند حل مسائل محیط است.

ž     معرفت شناسی ازمایشی دیوئی

ž     دیوئی بجای پرداختن به مسائل مابعدالطبیعی به مسائل معرفت شناسی پرداخته است بنظر وی شناخت وجهه ی ازمایشی دارد وبرپایه شعور متعارف از همان روش علمی پیروی میکند.

ž     دیوئی مفهوم اجتماعی پویایی را برای هوش انسانی پیشنهاد میکند که هر چند مشروط به نهادهای اجتماعی است ولی میتواند به شکل فعالی بر تحولات اجتماعی اثر گذارد.

ž     دیوئی معتقد است که هوش براثر سهیم شدن مردم در تجارب یکدیگردر رویارویی با مسائل مشترک با مایه اجتماعی شکل میگیرد.

ž     عمل کامل اندیشه

ž     طبق نظر دیوئی تفکر اصیل موقعی تحقق می یابد که فرد با مشکلات روبرو شود وبر اساس روش علمی به حل انها بپردازد.

ž     روش مشکل گشایی دیوئی یا عمل کامل تفکر شامل پنج مرحله است:

ž     1-موقعیت ابهام امیز2-حصر وتعریف مسئله3-روشن ساختن مسئله4-ایجاد فرضیه های موقت5-ازمایش کردن فرضیه

ž     ارزش شناسی به مثابه ارزش گذاری ازمایشی

ž     برخلاف فلاسفه سنتی واقع گرا وایدئالیست که جهان را ذاتا شامل سلسله مراتبی از ارزشها می یافتند دیوئی بااعتقاد به اینکه ارزشها در نتیجه ی پاسخ هایی بروز میکنند که انسانها به شرایط مختلف محیطی میدهند نسبیت گرایی را در اخلاق پذیرفت.

ž     بنظر وی نقص عمده ی نظامهای ارزشی سلسله مراتب در این است که انسانها با گونه های متعددی از نظامهای سلسله مراتبی متعارض روبرو میشوند

 

ž     دیوئی از نظریه هایی که ارزشها را بر اساس رسم وسنت تعیین میکنند نیز روی گردان شد.

ž     ضعف عمده تعیین اعتبار ارزش بر پایه سنت این است که با توجیه انچه در زمان و مکان ویژه ای وجود دارد دلیلی برای حفظ وضع موجود فراهم می اورد.

ž     دنیای بهم وابسته جدید محتاج انگونه روش ارزش گذاری است که بر پایه ان بتوان درباره تعارض های بین فرهنگی به داوری پرداخت.

ž     در تقابل با نظامهای ارزشی مبتنی بر سلسله مراتب یا رسم و سنت دیوئی استدلال میکند که روش خرد مشترک علمی را باید در ارزش شناختی اعمال کرد.معیار پیشنهادی وی برای ارزش گذاری.بر روابط بین هدفها.ابزارها وغایتها مبتنی است.

 

ž     نظریه ارزش گذاری دیوئی متضمن مفهومی از دموکراسی است که دلالتهای ضمنی وسیعی برای جامعه واموزش وپرورش دارد.

ž     در موقعیت های تربیتی نظریه ارزش دیوئی فعالیت ذهن های جستجوگر را در فضای باز کلاس درس ترغیب میکند چنین فضای بازی متضمن این خطر است که ایده ها و ارزشهای دیرپا به کناری نهاده شوند یا دوباره بازسازی شوند.

ž     دلالتهای ضمنی ازمایش گرایی در اموزش وپرورش

ž     بررسی برخی از وجوه تربیتی دیوئی که عبارتند از:

ž     1-اموزش وپرورش به مثابه نگهداری وبازسازی

ž     2-اموزش وپرورش وجامعه

ž     3-جامعه دموکراتیک واموزش وپرورش

ž     4-اموزش ویادگیری ازمایش گرایانه

ž     5-رشد بعنوان هدف اموزش وپرورش

ž     6-برنامه درسی مبتنی برتجربه

ž     7-بازسازی تجربه واموزش وپرورش

ž     اموزش وپرورش به مثابه نگهداری وبازسازی

ž     از نظر دیوئی اموزش وپرورش دارای دو بعد محافظه کاری وبعد بازسازی یا تجدید حیات است.

ž     از انجا که اموزش وپرورش از راه انتقال میراث فرهنگی از نسل بزرگسال به کودکان تداوم فرهنگی را میسر میسازد دارای بعد محافظه کاری است.

ž     دیوئی نسبت به گذشته دیدگاهی ابزار مدارانه داشت.سوابق گذشته به مثابه ابزارهایی برای تجزیه وتحلیل موقعیتهای کنونی بشمار می ایند.وقتی که تجربه های گذشته بازسازی شوند برای تشکیل فرضیه های نو جهت حل مسائل انسانی سودمند خواهند بود.

 

ž     مدرسه وجامعه

ž     اموزش وپرورش رسمی یکی از وسائل جامعه برای پالایش وبرگزیدن جنبه هایی از میراث فرهنگی است که شایستگی تداوم را دارند.

ž     بنظر دیوئی مدرسه محیطی تخصصی است که با این هدف تاسیس شده تا نسل جوان را عامدانه به مشارکت فرهنگی وارد کند.

ž     کنشهای سه گانه مدرسه از نظر دیوئی:ساده کردن-پالودن متعادل ساختن میراث فرهنگی

 

ž     ساده کردن:برگزیدن عناصری از میراث فرهنگی توسط مدرسه و کاهش پیچیدگی انها از طریق طرح ریزی واحدهای اموزشی ومناسب با سطح رشد وامادگی بچه ها

ž     پالودن:انتخاب عناصری از میراث فرهنگی را که رشد انسان را افزایش میدهد

ž     متعادل ساختن:تنظیم تجربه های پالایش شده بصورت هسته یکپارچه ای از تجارب انسانی

ž     جامعه دموکراتیک وآموزش وپرورش

ž     تصور دیوئی از ترتیبات اجتماعی دموکراتیک و از اموزش وپرورش دموکراتیک به جامعه ای ازمایش گرامتعلق است که از فلسفه فرایند مداری بهره گیری میکند.تصور دیوئی مبتنی بر معرفت شناسی وجامعه شناسی است که خصیصه انرا روح ازمایش گرایی تشکیل میدهد.

ž     دیوئی جامعه ی بزرگی را در نظر داشت که متضمن ازادانه ترین وکاملترین ارتباطات بین افراد باشد.

ž     آموزش ویادگیری آزمایش گرایانه

ž     در موقعیت یادگیری به سبک دیوئی نقطه اغاز هر فعالیتی نیازی است که متعلم احساس میکند.این رغبت ذاتی که با نیازی حقیقی مرتبط است در واداشتن متعلم به انجام تلاش لازم برای ارضای نیاز و حل مسئله موثرتر است.

ž     در نظریه یادگیری مسئله محور دیوئی معلم بعنوان تکیه گاه بجای کارگردانی یادگیری انرا هدایت میکند.

ž     رشد بعنوان هدف آموزش وپرورش

ž     هدف انحصاری اموزش وپرورش از نظر دیوئی رشد یاهمان بازسازی تجربه است به گونه ای که به هدایت وکنترل تجربه های بعدی بینجامد.

ž     رشد در مشرب دیوئی بدان معنی است که فرد توانایی درک روابط وپیونهای مابین تجربه های مختلف بین یک موقعیت یادگیری وموقعیت دیگر را حاصل کرده است.

ž     هدف تربیتی دیوئی یعنی رشد: بمنظور هدایت تجربه های بعدی.تاکید مدارس سنتی را بر نظریه امادگی(اماده ساختن شاگردان برای زندگی اینده)مردود انگاشت.

ž     برنامه درسی آزمایشی

ž     دیوئی مانند دیگر مصلحان تربیتی برنامه موضوع محور سنتی را به چالش خواند.

ž     منتقدان برنامه درسی موضوع محور خرده گیری میکردند که تدریس مجموعه هایی از اطلاعات جدا از هم مانند تاریخ.جغرافیا.ریاضیات وعلوم تاحد صوری گرایی خشک وفضل فروشی گذشته محوری تنزل کرده است

ž     تاکید دیوئی بر رابطه بین روش شناسی و برنامه درسی:1-ساختن وانجام دادن2-تاریخ وجغرافیا3-علوم سازمان یافته

ž     بازسازی تجربه وتعلیم وتربیت

ž     در نزد دیوئی تعلیم وتربیت خوب برابر بود بابازسازی تجربه به نحوی که برمعنی ومفهوم تجربه های اینده بیفزاید وانها را هدایت کند

ž     بازسازی تجربه میتواند هم فردی هم جمعی باشد در حالی که هرفردی دارای تجربه های ویژه خویش است تجربه های ابناء بشری همگانی است

ž     دربازسازی تجارب انسانی دستیابی به استنتاجهای ثابت غیرممکن است.براثر بازسازی تجربه امور جزئی استثنایی به بافت پیوستار تجربی وارد میشوند.دیوئی ضمن رد مفاهیم حقایق مطلق بر این باور است که احکام کلی اموری موقت هستند که باید در معرض ارزشیابی وبازسازی بیشتر قرار گیرند.

ž     نتیجه گیری

ž     عمل گرایی وبویژه گونه ازمایش گرایانه دیوئی فلسفه ای بود که نظام های فکری وتربیتی موجود را به مبارزه طلبید.ودرصدد برامد تا ازمایش گرایی را جایگزین مشربهای مطلق ولا یتغیر کند.

ž     روش علمی همان روش تجربی وخرد اجتماعی است.

ž     تاکید دیوئی بر نقش مدرسه بعنوان یکی از مهمترین عوامل جامعه ساز

ž     فلسفه تربیتی دیوئی تجربه.فعالیت ومشکل گشایی را محور قرار داد که موجب دگرگونی اندیشه درباره اموزش وپرورش فراهم ساخت.

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ توسط نرجس خاتون طاهری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک