هزاره دانش
 

سیر تحول و تکامل برنامه ریزی آموزش و پرورش 


مبانی و برنامه ریزی آموزشی

تهیه کننده : نرجس خاتون طاهری

 

 


تصورات نادرست راجع به برنامه‌ریزى

بعضى کسان نسبت به برنامه‌ریزى آموزش تصورات نادرستى دارند؛ مثلاً، بنا بر کتاب بررسى جهانى مسائل و امکانات برنامه‌ریزى آموزش و پرورش از انتشارات یونسکو، به‌ خطا گمان مى‌کنند:

برنامه‌ریزى آموزش و پرورش دارویى است معجزه‌آسا که مى‌تواند تمام دردهاى سیستم بیمار آموزش و پرورش را درمان کند.

- برنامه‌ریزى آموزش فرمول و شکل ثابتى دارد که مى‌تواند در تمام موقعیت‌ها و شرایط اجتماعى مختلف، على‌رغم تفاوت‌ها و نابرابرى آنها به‌کار برده شود.

- برنامه‌ریزى آموزش و پرورش وسیله‌اى است براى قبضه کردن آموزش و پرورش و از میان بردن و خفه ساختن آزادى و ابتکار عمل معلمان و متعلمان.

برنامه‌ریزى آموزش و پرورش وسیله‌اى است در دست گروهى معدود که بتوانند در پس پرده، فن و تکنولوژى یا به استناد مقام و موقعیت خود در سازمان‌هاى آموزشی، زمام اختیار تعیین هدف‌ها، اولویت‌ها، و خط مشى و نظام آموزش و پرورش را به چنگ آورند و زندگى و مقدرات انسان‌ها را به بازى گیرند. برنامه‌ریزى آموزش و پرورش هیچ یک از اینها نیست.

تاریخچهٔ برنامه‌ریزى آموزش و پرورش در ایران

مقدمات برنامه‌ریزى توسعه ملى ایران بعد از جنگ جهانى دوم از اوایل سال ۱۳۲۵ شمسی، شروع شد. در آن سال، دولت هیئتى را به نام کمیتهٔ برنامه مأمور کرد که با همکارى وزارت‌خانه‌ها به تنظیم و تهیهٔ طرح‌هاى عمرانى بپردازد. بدین ترتیب، شالودهٔ برقرارى سازمانى به نام سازمان برنامه

ریخته شد که تهیه و تنظیم هماهنگ ساختن برنامه‌ریزى توسعه ملى را عهده‌دار شود. از آن تاریخ تا کنون (۱۳۵۶)، در کشور ما، پنج دوره برنامه‌ریزى به‌شرح زیر اجراء شده است:

تاریخ‌هاى فوق، محدودهٔ زمانى برنامه‌ها را مشخص مى‌سازد، ولى باید متوجه بود که شروع و پایان برنامه‌هاى عمرانى از نظر تهیه مقدمات و تنظیم برنامه‌، تصویب برنامه، شروع به اجراى برنامه، اختتام سال مالى برنامه و سنجش عملکرد برنامه، گسترده‌تر از تاریخ‌هاى فوق‌الذکر است؛ مثلاً، مطالعه و تهیهٔ مقدمات هر برنامه، معمولاً چند سال قبل از پیاده شدن آن آغاز مى‌شود.

برنامه‌ریزى توسعه ملى ایران، در ابتداى امر با مشکلات بزرگ و محدودیت‌ها و تنگناهاى اساسى مواجه بوده است. از جمله، گذشته از مضیقه‌هاى بزرگ مالى و مادى و فقر منابع انسانی، برنامه‌ریزی، به تجارب عملى و علمى خاصى نیازمند است که در آن زمان وجود نداشته؛ به آمار، اطلاعات، تحقیقات و ارزشیابى مداوم و سیستمى احتیاج دارد که نارسایى‌ها و ناکفایى‌هاى آنها عملاً برنامه را بى‌ثمر و فلج مى‌ساخته، به تداوم و هم‌بستگى و همکارى نزدیک سازمان‌هاى اجرایى با یکدیگر مربوط بوده که در آن زمان ضعیف بوده است. بنابراین، اگر منصفانه قضاوت کنیم، زحماتى که سازمان برنامه با همکارى وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌هاى دیگر براى تهیه و اجراى برنامه‌هاى عمرانى کشیده است، و پیشرفت‌هایى که حاصل شده، در قبال انبوه مشکلاتى که وجود داشته است، در خور ستایش مى‌باشد.

تاریخچهٔ برنامه‌ریزى آموزش و پرورش در جهان

برنامه‌ریزی، به مفهوم نقشه‌کشى براى آینده، فراگردى است که چه بسا همواره با اجتماعات انسانى همراه بوده است؛ مثلاً، در زمینهٔ آموزش و پرورش، از زمان‌هاى قدیم و در طول تاریخ به موارد متعددى از برنامه‌ریزى برخورد مى‌کنیم. نمونه‌هاى بارز این قبیل برنامه‌ریزى‌ها را گذشته از نحوهٔ تعلیمات طبقات اشراف و جنگاوران قرون وسطى و ماقبل آن، مى‌توان در نوشته‌هاى متفکران بزرگ قدیم چون افلاطون در کتاب جمهور (The republic) و تعالیمى که اندیشمندان و مربیان مذهبى و اجتماعى در طول تاریخ براى ایجاد اجتماعات ایده‌آل انسانى داده‌اند، یافت. ولى برنامه‌ریزى به معناى علمى آن مشتمل بر تعیین و انتخاب حساب شده و منطقى هدف‌ها، سنجش شقوق مختلف راه‌بردها، تقسیم منابع براى تحقق‌ هدف‌ها، و هماهنگ ساختن برنامه‌ریزى آموزشى با برنامه‌ریزى جامع سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی، مفهومى است جدید و ره‌آورد قرن بیستم.

قرن بیستم را قرن برنامه‌ریزى و قرن توسعه و رشد خوانده‌اند؛ زیرا در این قرن نهضت و جنبش در وسعت جهانى براى تأمین رفاه و آسایش و ارتقاى سطح زندگى عموم مردم آغاز شده است. در این راه نیازها نامحدود، و امکانات و منابع محدود است. خواهى نخواهى تمام کشورها ناچار هستند بین تقاضاها و توقعات و نیازها اولویت قائل شودند، و منابع خود را به‌نحوى تقسیم و مصرف کنند، تا ضمن انکه در حداقل زمان حداکثر تمتع براى همه فراهم مى‌شود، درآمد و محصول ملى نیز سریعاً و مرتباً افزایش یابد، و حوزهٔ امکانات براى فراهم آوردن آسایش بیشتر و غناى روز‌افزون سطح زندگى همه مردم وسیع‌تر گردد. این است که برنامه‌ریزى‌ها اقتصادى - اجتماعی، به اشکال و ابعاد گوناگون در سراسر جهان رواج پیدا کرده است.

 

به‌موجب بررسى بین‌المللى یونسکو، اولین برنامه‌ریزى آموزش سیستماتیک همراه با برنامه‌ریزى اقتصادى در سال ۱۹۲۳ به‌صورت متمرکز - الزامى در شوروى آغاز شد. به‌طورى که استروملین (۱۹۶۲) (strumlin "The economy of education in the USSR') گزارش کرده است، پیشرفت‌هاى سریع آموزشى شوروى از حدود جنگ جهانى اول (۱۸ - ۱۹۱۴) که در آن موقع قریب دو سوم جمعیت آن کشور بى‌سواد بوده‌اند، تاکنون که مقام ممتازى را از نظر سطح آموزش و پرورش به‌دست آورده است، مدیون برنامه‌ریزى دقیق آموزشى مى‌باشد.

کشورهاى غربی، کم و بیش پس از بحران اقتصادى اوایل دهه ۱۹۳۰ به برنامه‌ریزى‌هاى اقتصادى از نوع ارشادى - ترغیبى رو کردند. این نوع برنامه‌ریزى‌ها چون برنامه تاردیو (۱۹۲۹) (The tardieu plan) در فرانسه، برنامه نیودیل (۱۹۳۳) (The new deal plan) در آمریکا و برنامه واهلن (۱۹۴۱) (The wahlen plan) در سوئیس فقط جنبهٔ اقتصادى داشتند و مجرد و تجربى و بدون پى‌گیرى بودند. لیکن، پس از جنگ جهانى دوم، مسائل بحرانى ناشى از آشفتگى‌هاى

اقتصادى و اجتماعى و رشد غیر منتظره جمعیت موجب شد که علاوه بر کشورهاى سوسیالیستی، کشورهاى تابع اقتصاد سرمایه‌دارى نیز برنامه‌ریزى را جدى تلقى کنند، و به‌خصوص برنامه‌ریزى آموزشى خود را نیز با برنامه‌ریزى عمومى اجتماعى - اقتصادى تلفیق کنند.

کشورهاى جهان سوم نیز کم و بیش پس از جنگ جهانى دوم به توسعهٔ اقتصادى متوسل شدند و به برنامه‌ریزى‌هاى گوناگون پرداختند. در این زمان بود که کمبود منابع نیروى انسانى به‌عنوان یکى از تنگناهاى اساسى رشد اقتصادى اجتماعى توجه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان را جلب کرد، و برنامه‌ریزى آموزش و پرورش آغاز شد. بدین ترتیب، مى‌توان گفت که برنامه‌ریزى آموزش و پرورش از برنامه‌ریزى اقتصادى - اجتماعى ریشه گرفته و مشتق شده، و سرمنشاء آن نیاز به تأمین نیروى انسانى لازم براى فعالیت‌هاى اقتصادی، هم‌چنین نیاز به فراهم آوردن فرصت‌هاى برابر آموزش و پرورش براى همه مردم بوده است.

کشورهاى ایران پس از جنگ جهانى دوم، از جمله پیشگامان جهان سوم در برنامه‌ریزى بود. اولین برنامهٔ عمرانى هفت ساله ایران در حوالى سال ۱۹۴۹ (۱۳۲۸ شمسی) پیاده شد. در این برنامه بخشى نیز به توسعه اجتماعى از جمله توسعهٔ آموزش و پرورش و فرهنگ اختصاص داده شده بود.

کشورهاى دیگر جهان سوم نیز به‌تدریج توجه خاصى به برنامه‌ریزى پیدا کردند. از جمله هندوستان و غنا در سال ۱۹۵۱، برمه در ۱۹۵۲، کلمبیا در ۱۹۵۷، پاکستان در ۱۹۵۸، تونس در ۱۹۵۹ و به‌تدریج کشورهاى دیگر نوپا نیز به برنامه‌ریزى رو آوردند.

یونسکو در ترویج و گسترش برنامه‌ریزى آموزشى در جهان سوم سهم بزرگى داشته است، و فعالیت‌هاى مؤثرى از قبیل تشکیل سمپوزیوم‌ها، سمینارها، کنفرانس‌ها و مراکز تعلیم برنامه‌ریزان انجام داده است. چون این اقدامات هر یک سرآغاز فعالیت‌هاى دامنه‌دارى در مناطق مختلف جهان شده است، چندتاى آنها را با تاریخ انجام آن یاد‌آورى مى‌کنیم:

سال ۱۹۵۶ - کنفرانس طرح بزرگ توسعهٔ آموزش ابتدایى در آمریکاى لاتین. این فعالیت مبداء و مشوق تشکیل کنفرانس‌هاى بین‌المللى و منطقه‌اى دیگر شد.

سال ۱۹۵۸ - سمینار برنامه‌ریزى جامع آموزش و پرورش در واشنگتن. در این سمینار ۷۱ نماینده از کشورهاى مختلف و ۳۳ متخصص برنامه‌ریزى شرکت کردند.

سال ۱۹۵۹ - سمپوزیوم بین‌المللى برنامه‌ریزى آموزش در پاریس. در این سمپوزیوم اهمیت و تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، پداگوژیک و تشکیلاتى و سازمانى در برنامه‌ریزى آموزش و پرورش بررسى شد.

سال ۱۹۵۹ - از این تاریخ یونسکو به تربیت و تعلیم متخصصان برنامه‌ریزى آغاز کرد و به موازات آن مراکزى براى تربیت برنامه‌ریزان به‌وجود آورد (به سال ۱۹۶۱ در بیروت، به سال ۱۹۶۲ در دهلى‌نو، به سال ۱۹۶۲ در شیلی، به سال ۱۹۶۳ در داگار آفریقا، و به همان سال در بنکوک).

سال ۶۰ - ۱۹۵۹ - کنفرانس منطقه‌اى وزیران آموزش و پرورش و برنامه‌ریزان در کراچى تشکیل شد. این کنفرانس فقط با موضوع تعمیم آموزش ابتدایى سر و کار داشت، و در آن برنامه‌اى به‌نام طرح کراچى تهیه شد. هدف طرح کراچى این بود که دورهٔ هفت سالهٔ تعلیمات ابتدایى رایگان و اجبارى حداکثر تا سال ۱۹۸۰ (در مدت ۲۰ سال) در تمام کشورهاى آسیایى برقرار شود. در همین کنفرانس توصیه‌هایى براى ایجاد مراکز ملى برنامه‌ریزى آموزشى نیز به‌عمل آمد.

سال ۱۹۶۰ - کنفرانس منطقه‌اى بیروت، در این کنفرانس مقدمات ایجاد مرکز منطقه‌اى برنامه‌ریزى آموزشى براى تعلیم برنامه‌ریزان در سطح عالى فراهم شد.

سال ۱۹۶۱ - واحد برنامه‌ریزى آموزشى در اداره آموزش یونسکو به‌وجود آمد. این واحد که به نام دفتر برنامه‌ریزى آموزش و پرورش (Office of Educational Planning) نامیده شد، به‌تدریج شعبه‌هاى مختلفى براى برنامه‌ریزى مالی، مدیریت، ساختمان و تأسیسات آموزشى به‌وجود آورد.

سال ۱۹۶۱ - در اوایل این سال بانک جهانى توسعه و عمران با یونسکو براى سرمایه‌گذارى‌هاى آموزشى شروع به همکارى کرد.

 

سال ۱۹۶۱ - کنفرانس منطقه‌اى آدیس‌آبابا، این کنفرانس براى کشورهاى آفریقایى تشکیل شد و هدف‌هایى کمیتى از قبیل افزایش نسبت کودکان مدرسه‌رو در سنین مختلف دبستان و دبیرستان، افزایش بودجه و اعتبارات آموزش و پرورش و غیره براى گسترش آموزش و پرورش در آفریقا تعیین کرد.

سال ۱۹۶۲ - کنفرانس پاریس، این کنفرانس براى پى‌گیرى تصمیمات کنفرانس آدیس‌آبابا در مورد کشورهاى آفریقایى تشکیل شد.

سال ۱۹۶۲ - کنفرانس توکیو، این کنفرانس نیز براى بررسى و ارزیابى اقداماتى که به موجب طرح کراچى قرار شده بود در کشورهاى آسیایى عمل شود، تشکیل شد. یکى از توصیه‌هاى قطع‌نامه توکیو این بود که کشورهاى آسیایى سعى کنند اعتباراتى که براى آموزش ابتدایى با برنامه‌ریزى کل سیستم آموزش و پرورش تلفیق و با برنامه‌هاى عمرانی، اجتماعی، اقتصادى هماهنگ گردد.

سال ۱۹۶۲ - کنفرانس منطقه‌اى سانتیاگو (شیلی)، این کنفرانس نیز براى پى‌گیرى تصمیمات کنفرانس‌هاى قبلى در مورد برنامه‌ریزى آموزشى کشورهاى آمریکاى لاتین تشکیل شد. در قطع‌نامهٔ سانتیاگو هم افزایش سهم آموزش و پرورش از درآمد ناخالص ملى و هم‌چنین تلفیق برنامه‌ریزى آموزشى با برنامه‌ریزى اجتماعی، اقتصادى کشور تأکید شده است.

سال ۱۹۶۲ - کنفرانس بین‌المللى آموزش عمومى در ژنو برقرار شد. توصیه‌نامهٔ شمارهٔ ۵۴ یونسکو که راجع به برنامه‌ریزى آموزش و پرورش است از نتایج این کنفرانس است.

سال ۱۹۶۲ - در آخر این سال کنفرانس عمومى یونسکو تأسیس انستیتو بین‌المللى برنامه‌ریزى آموزش (International Institute for Educational Planning، IIEP) را براى تربیت مدیران برنامه‌ریزى تصویب کرد. تأسیس این مؤسسه که در ماه مه ۱۹۶۳ در پاریس انجام شد، در تاریخ برنامه‌ریزى آموزش و پرورش و جهان سوم با اهمیت خاص تلقى شده است.

سال ۱۹۶۵ - کنفرانس وزیران آموزش و پرورش در تهران، هدف این کنفرانس بررسى مسائل مبارزه با بى‌سوادی، و از جمله توصیه‌هاى آن در برقرار ساختن روش سوادآموزى تابعى بود، بدین امید که در حقیقت، آموزش بزرگسالان بى‌سواد با برنامه‌هاى توسعه اقتصادى از نظر احتیاج به کارگران و کشاورزان نیمه‌ماهر و ماهر تأمین شود.

سال ۱۹۶۶ - کنفرانس تریپولی، این کنفرانس براى پى‌گیرى تصمیمات کنفرانس بیروت و ارزیابى اقدامات مربوط تشکیل شد. توصیه‌هاى این کنفرانس در زمینهٔ مرتبط ساختن و هماهنگ کردن برنامه‌ریزى آموزشى با برنامه‌ریزى اقتصادی، اجتماعی، توجه به کیفیت آموزش، و همکارى منطقه‌اى بود.

سال ۱۹۶۶ - کنفرانس بوئنوس‌آیرس، این کنفرانس، بر خلاف کنفرانس‌هاى گذشته تکیه بر کیفیت آموزش و پرورش داشت و مسائلى از قبیل رفرم و اصلاح مواد درسی، روش تدریس، امتحانات، ارزیابى و بازده آموزش را مورد بررسى قرار داد.

سال ۱۹۶۸ - کنفرانس نایروبی، این کنفرانس نتایج کار آموزش و پرورش در ده سال گذشتهٔ آفریقا را (در آن تاریخ) مورد ارزیابى قرار داد و به بررسى مسائل ترک‌ تحصیل، آموزش روستایی، و آموزش حرفه‌اى و علمى پرداخت.

 

تحول برنامه‌ریزى آموزش و پرورش

آگاهى به سیر تحول و تکامل برنامه‌ریزى آموزشى مفید است، دست کم مى‌تواند ما را از تکرار کردن خطاها و اشتباهاتى که در گذشته صورت گرفته است باز دارد، و به تفکر بازتر و روشن‌ترى در زمینهٔ آموزش و پرورش و آینده‌بینى آن وادارد.

هر چند از عمر برنامه‌ریزى آموزش و پرورش در جهان دیر زمانى نمى‌گذرد، ولى مطالعهٔ همین تاریخچهٔ کوتاه، تأمل در صورت جلسات و قطع‌نامه‌هاى کنفرانس‌هاى مختلف منطقه‌اى و بین‌المللى آموزش و پرورش، و ارزیابى برنامه‌ریزى آموزش و پرورش در کشورهاى مختلف، تا اندازه‌اى سیر تحول برنامه‌ریزى آموزش را روشن مى‌سازد.

برنامه‌ریزى آموزش و پرورش به مفهوم عملى آن و در وسعت جهانی بعد از جنگ جهانى دوم شروع شده است، ولى در این مدت، على‌رغم فرصت زمانى کوتاه، بسیار تغییر کرده و تکامل شایان توجهى یافته است.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱٠/٩ توسط نرجس خاتون طاهری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک